تقدیم به جانْ فدا
( رفیق پَری دُخت – غزال – آیتی )

تَندیسی ،
از خاطره و گُل
خواهم ساخت
که آغازِ کمرگاه اَش
آشیانِ گنجشک و قُمری ،
گردد
تَندیسی ،
از رؤیا و چوب
خواهم تراشید
که مَشام اَش
عطرْ آگینِ گندُمَکی بر طاقچه ،
شود
تَندیسی ،
از واژه و آجُر
رَنگین خواهم کرد
که آن شیدُختِ باستان را :
بیاویزد در تلخونِ آفرینش
تا شاید !
گودال هایِ معاصر
با تصویری از سنگ
و فریادی زنانه
قیام کنند …
# هوایِ تازه
# امید آدینه