منصور امان / فراسوی خبر… پنجشنبه ۲۷ خردادمنبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر

جُنبش توده ای تحریم، حتی پیش از آنکه نمایش رُسوای انتخابات روی صحنه رفته باشد، دستگاه قُدرت و اعضا و وابستگان به آن را در بُحرانی عمیق فرو برده است. آنچه که باند غالب مُدتی پیش از این با یک جنگ خسارت بار درونی و حذف شُماری از نامزدهای “خودی” تجربه کرد، اکنون در شکلی دیگر اما با همان مضمون بر سر باند مغلوب “اصلاح طلب” نازل شده است.

کُرنش سرکردگان و پدرخوانده های این باند در برابر آقای خامنه ای و دستپُخت شورای نگهبان او، بُحران داخلی این جریان را دامن زده و موجب عمیق تر شدن اختلافهای موجود و ایجاد شکافهای جدید در آن گردیده است. در حالی که لایه بالایی این جریان، خط مشی و سیاست دیرینه آن یعنی باقی ماندن در قُدرت به هر قیمت را پی گرفته، لایه های میانی و پایینی با وحشت به ژرفش بُحران بی اعتباری اجتماعی و ورشکستگی سیاسی می نگرند، بدون آنکه خود به راستی از این سیاست فاصله گرفته باشند.

مُهم نیست که باند “اصلاح طلب” برای مترسک شدن در خیمه شب بازی آقای خامنه ای چه شعر حماسی در باره “دفاع از جُمهوریت” بخواند و تصویر هولناک کُدام “آینده سیاه” را ترسیم کند، بر هیچکس پنهان نیست که اعلام شرکت در انتخابات چیزی جُز اعلام وفاداری و سرسپُردگی به باند حاکم و انتظار گرفتن مُزد مُتناسب با آن نیست. این واقعیت زننده را زیر پوشش نازُکی از حرافی و گزافه گویی نمی توان مخفی کرد. دیدگاه رایج در باره “اصلاح طلبان”، شفاف شدن هدف و انگیزه های آنان را نزد بخشهای گُسترده ای از جامعه گُواهی می دهد؛ شفافیتی که لایه هایی از آنها اینک آن را آخرین میخ به تابوت پروژه “اصلاح طلبی” می دانند.

این فُکاهه که لوکوموتیو نصب شده آنها برای کشیدن قطار “دفاع از جُمهوریت” یک “فولکس واگن قُراضه” به نام “همتی” است، خود بدون هر تفسیری میزان جدی بودن این محمل را توضیح می دهد. گذشته از آنکه شاغلان سابقه دار دُکان “اصلاحات” خود به خوبی می دانند که شانس اینکه پاسدار مُحسن رضایی ولی فقیه بعدی ج.ا باشد بسا بیشتر از شانس آقای همتی برای برنده شدن در انتخابات است، اما رُسوایی محمل مزبور وقتی بیشتر به چشم می رسد که وزن و پیشینه این مُنجی درنظر گرفته شود؛ در هر دوی این طبقه بندیها مدال یک صفر بُزُرگ روی سینه رییس پیشین بانک مرکزی می درخشد. تبدیل این مُهره حاشیه ای به مرکز سیاست خود، فقط بیانگر افلاس “اصلاح طلبان” نیست، بلکه درجه اشتیاق آنها را به باقی ماندن در دایره قُدرت و ثروت به هر قیمت و چنگ زدن به هر تخته پاره ای برای شناور ماندن روی گنداب نظام ولایت فقیه به نمایش می گذارد.

جبهه تحریم بدون اعتنا به معرکه باندهای حُکومتی راه خود را می رود. اینان از هر قُماش و با هر رنگ، به گونه بی بازگشتی از مُحاسبات و طرحهای توده برای آینده خویش حذف شده اند. جراحی درونی این یکی و فروپاشی دیگری، از آثار حضور سنگین این واقعیت است که پس از شکست همه جانبه نمایش انتخابات، دامنه گُسترده تری در هر دو سو خواهد یافت.