تقدیم به جانْ فدا
(رفیق امیر پرویز پویان)

بگذارید برگردم:
برایِ ناتمامِ خاطرات
برایِ پرواز
و برایِ ابدیتِ یک بوسه و
کوچه ای فراموشْ شده در انتهایِ پاییزْ گونِ حافظه
بگذارید برگردم …
بگذارید بالْ نوازِ فرشته گان
بر غریبْ گسترِ کهنْ سالِ سرزمین اَم
بتابد
و من،
از دقایقِ بی مرز
از حوالیِ دریچه و دریا
عبور کنم
شاید که!
هر آدمی نیز
به تمثیلِ من و پرندگان
این ژندهْ پوستینِ بطالت را
رها کند:
و مشعلِ اندیشه و
تُردِ احساس
تقدیرِ انسانِ معاصر شود
آری …
ای گزمه هایِ وحشت و فریب
و ای شومْ زادِگانِ مقدسْ پیشه یِ منارهْ پرست
که نطق و نگاه و تقوایِ تان
سراسر،
جنون و دشنه و تابوت است:
بگذارید
تا چونان قوها
برگردم
و در برابرِ نفرت و دروغ
تصویری یا نجوایی از آینه و آسمان باشم و
خیانتْ پوشِ سایه ها را
به هر خلقِ محروم و مظلوم، خبر دهم!
بگذارید
برگردم

شاعر فدریکو خسوس گارسیالورکا
برگران : امید آدینه